درسهاي آموزش صوت و لحن قرآن كريم ( تئوري )

مقدمه

هنر قرائت؛ مانند هر فن و علم ديگري محتاج مقدمات و لوازمي است كه بدون آنها موفقيت كامل، حاصل نخواهد شد ضروريترين پيش نياز هنر قرائت، يادگيري كامل معني قرآن و مفاهيم آن است كه اين امر با تسلط اجمالي بر قواعد عربي و لغات قرآن ميسر مي شود. ضرورت اين امر ـ كه متأسفانه چندان به آن اهميت داده نشده است ـ با مراجعه به متن قرآن و روايات شريفه بدست مي آيد. در قرآن كريم چندين بار مفهومي يكسان با الفاظي مختلف بيان شده است و آن مفهوم چنين است: « قرآن نازل شده است براي اينكه مردم در آيات آن تدبر نمايند.» آيا تدبر در آيات شريفه قرآن بدون دانستن معاني و مفاهيم آن ميسر است؟ البته، براي كسي كه نمي خواهد در اين هنر نوراني قدم بگذارد شايد يك قرآن با ترجمه كافي باشد. زيرا با نگاه كردن به قرآن ثوابي شامل حالش خواهد شد، ولي براي كسي كه مي خواهد، هنر قرائت را فرا گيرد و به وسيله آن كلام الهي را با زيباترين روش ابلاغ نمايد، دانستن معنا بسيار ضروري است.
و اما، مهمترين لوازم هنر قرائت عبارتند از:

1- رعايت تقواي الهي

2- تزكيه و صفاي باطن

البته اين دو اصل، براي همه اهل ايمان لازم و ضروري است ولي براي هنرمندي كه مي خواهد با وحي الهي مأنوس شود و از طريق الفاظ ظاهري و نوراني قرآن، به مفاهيم باطني و اقيانوس معارف الهي آن دست يابد، ضروري تر مي نمايد. زيرا قرآن نور است و تاريكي سنخيّتي با نور ندارد. كسي كه مي خواهد مصاحب و همنشين با قرآن شود بايد نوراني باشد يعني از اخلاق رذيله كه ظلمت محض هستند، دور شود و به اخلاق حسنه كه نور مطلق مي باشد نزديك گردد. در اين حالت است كه ملائكه الهي به وجود اين قاري مباهات مي كنند و درباره اش سخن مي گويند. چه زيباست! نور از زبان نور! كه با صداي زيباي او ظاهر مي شود؛ و هذا نورٌعلي نورٌ…

پس قاري قرآن همانطور كه به يادگيري صوت و لحن و موسيقي ـ قرآن مي پردازند، بايد به تحصيل اين لوازم و ضروريات نيز مشغول شود. لازم به ذكر است كه بدون اين لوازم و اسباب هم مي توان صوت و لحن زيبايي بدست آورد ولي قرائتي نوراني و مورد رضايت صاحب قرآن، هرگز.

در اينجا دونكته خاطر نشان مي شود:

1-  در مورد پيش نياز هنر قرائت، چاره اي جز تحصيل آن، هرچند بطور اجمال نيست، چون اساس كار در تدريس صوت و لحن، تطبيق موسيقي قرائت قرآن با مفاهيم آن است. پس اساس هنر قرائت، دانستن ترجمه و معناي قرآن است.

2- و اما درباره تزكيه و تقوا؛ چون انسان ضعيف است و نفس آدمي به هر وسيله اي مانع از سلوك در مسير انسانيت است، بايد با نيّت و عزم، اين مسير را پيمود و هميشه متوسل به ساحت قدس الهي بود كه توفيق عنايت فرمايد ومسلماً كسيكه با اين نيت سلوك كند ان شاء الله به مقصود خواهد رسيد و در تكامل و رشد هنر قرائت نيز موفق تر خواهد بود.

 

درسهاي آموزش صوت و لحن قرآن كريم ( تئوري )

درس اول

تعريف و چگونگي ايجاد صوت

صدايي راكه از حنجرة انسان خارج مي‌ شود صوت گويند. صوت از ارتعاش دو تيغة نازك به نام «تارهاي صوتي» بوجود مي آيد. تارهاي صوتي در حنجره قرار دارد و حنجره نيز درست در عقب زبان واقع است و در بخش فوقاني ناي مي باشد.

وقتي تارهاي صوتي در اثر عمل ماهيچه هاي ويژه اي كشيده مي شوند، شكاف باريكي ميان آنها ايجاد مي‌ شود كه با عبور هواي بازدم از اين شكاف، تارهاي صوتي به ارتعاش در مي آيند. اين ارتعاش، هواي داخل حلق، ششها، دهان و حفره هاي بين بيني را نيز مرتعش مي كند و بدين ترتيب، صوت ايجاد مي شود.

شناخت صوت

يكي از مظاهر توحيد افعالي، دستگاه تكلم انسان است. صداي هر انساني با صداي ديگري فرق دارد و اگر با ديد الهي بنگريم، همه صداها زيباست، منتها بايد با تمرين و ممارست اين زيبايي را از استعداد و قوه به فعل رساند. نخستين گام در اين راه، شناخت صداست. ابتدا قاري قرآن بايد صدايش را بشناسد وبعد با اهتمام فراوان به ساختن صداي خود بپردازد. شناخت صدا بسيار مهم است، كساني كه در اين مرحله موق شوند، به رشد مطلوبي در هنر قرائت خواهند رسيد.
براي شناخت صدا، ابتدا بايد با استعدادهاي صوتي آشنا شد كه در اينجا برخي از آنها را توضيح مي‌دهيم.

طنين

طنين، پژواك و پيچش صوتي در دستگاه تكلم است كه هر چه بيشتر و بهتر باشد، صداي زيباتري به گوش خواهد رسيد. طنين از استعدادهاي خدادادي صداست و نسبت به صداهاي مختلف فرق مي كند و با تمرين مي توان آن را به كمال رساند، مگر صدايي كه ازاين استعداد اصلاً بهره اي نداشته باشد.

گاهي استفادة ناصحيح از صوت، اين استعداد الهي را تباه مي سازد يا كارآيي اش راكم مي نمايد؛ مثلاً افرادي كه در حين تلاوت صدايشان را حبس مي كنند يا به اصطلاح  « صدايشان را        مي گيرند » مانع ظهور كامل طنين صدايشان مي شوند.

در ميان قاريان مصري نيز چنين افرادي ديده مي شوند و در نتيجه كساني هم كه از ايشان تقليد مي كنند، ناخودآگاه صدايي بدون طنين ايجاد مي نمايند. پس براي كارآيي بيشتر طنين صوتي، هرگز نبايد صدا را حبس كرد. البته فرق هنر قرائت با هنر آواز اين است كه در هنر قرائت، به واسطه رعايت قواعد تجويدي، بطور طبيعي صداي قاري كنترل شده خارج مي شود و لاجرم مقداري از صدا حبس خواهد شد، منتها اين حبس صدا منافاتي با بروز كامل طنين صوتي ندارد. اما حبس صدا منافاتي با بروز كامل طنين صوتي ندارد. اما حبس صوتي كه بيش از اين باشد باعث لطمه زدن به طنين مي شود.

انعطاف

ميزان انعطاف صدا از قدرت تحرير و مهارت در تغيير پرده هاي صوتي به دست مي‌ آيد. به اصطلاح، صدايي كه تحريرش بيشتر است از انعطاف بيشتري برخوردار است و صدايي كه تحرير كمي دارد انعطاف آن محدود مي باشد و براي تكامل آن تمرين و ممارست وسيله خوبي است.
يكي از استعدادهاي صوتي كه از نعمتهاي عالي حضرت حق مي باشد، تحرير صوتي است. مهمترين عامل زيبايي صوت و قرائت، تحرير است. تحرير صوتي، انسان را به اعجاب وا مي دارد و متوجه عظمت خالق مي كند. از دو تار صوتي چنان تحرير زيبايي خلق مي شود كه قابل مقايسه با صداي هيچ سازي نيست و به مراتب از آنها زيباتر است. بطور كلي، تحرير مبين احساسات و حالات روحي قاري است. چه زيبا فرمود حضرت استاد كه: «تحرير ناله دل است به شرط آنكه قاري قرآن صاحب دل باشد.»

قدرت تحريري صوت بسته به نوع صدا فرق مي كند؛ مثلاً در صداهاي باس (بم) قدرت تحريري كمتر است و در صداهاي تنور و باريتون، بيشتر است. تحرير انواع مختلفي دارد، مانند: تحريرهاي پيوسته يا گسسته و يا تركيبي از هر دو.

قاريان قرآن بايد بكوشند تا اين استعداد صوتي را كامل نمايند و با دقت از آن استفاده كنند تا بي اراده و ناهماهنگ ظهور نكند و از تحريرهايي كه غير قرآني است پرهيز نمايند.

قدرت و احاطه صوتي

از ديگر استعدادهاي صوت، قدرت و احاطه آن است. منظور از احاطه صوتي «ميزان اشغال فضا به هنگام خروج صوت» است؛ يعني مقدار فضايي كه صوت در هنگام خروج از دستگاه تكلم بدون هيچ وسيله كمكي فرا مي گيرد. بالطبع اين قدرت و احاطه صدا مانند بقيه ويژگيهاي صوتي در صداهاي مختلف فرق مي كند. در يك صدا كم است در صداي ديگر حد متوسط را داراست و در صدايي زياد مي باشد.

ارتفاع صوتي

فاصله بين پائين ترين نقطه يك صوت و بالاترين نقطه آن را ارتفاع صوتي گويند. كه در اين فاصله پرده هاي صوتي متعددي قرار دارد. غالباً صداها بر دو نوع است :

1-   صداهاي سينه اي كه عمدتاً بم و حجيم هستند و از ارتفاع كمتري برخوردارند.

2-  صداهاي سري (يا به اصطلاح: كله اي) كه عمدتاً زير هستند و از ارتفاع بيشتري بهره مند مي باشند. هر يك از اين دو صدا، زيبائي هاي خاص خودش را دارد. مسلماً صداي اول ارتفاع صداي دوم را ندارد و صداي دوم، بم صداي اول را. لازم به ذكر است كه هر دوي اين صداها، هم بم دارند و هم اوج. ولي قدرت و جذابيت در صداي اول، با بم صداست اما در صداي دوم، با اوج صدا.

البته صوت، استعدادهاي ديگري مانند لطافت، صافي و … دارد كه در اينجا به آنها نمي پردازيم، زيرا درك و فهم آنها از بديهيات است.

پس از آشنايي با استعدادهاي صوتي، قاري قرآن بايستي آن استعدادها را در صداي خويش تشخيص دهد و براي تكامل و رشد آن، ممارست دائمي داشته باشد.

يكي از راههايي كه به وسيله آن مي توان به بعضي از استعدادهاي صوتي شناخت پيدا كرد، مخصوصاً ارتفاع صوت، خواندن الفباي موسيقي است. براي اينكار بايد كلمه طيبه «الله» را بر مبناي الفباي موسيقي (دو، ر، مي، فا، سل، لا، سي) با پرده صوتي كه در گفتگوي عادي از آن استفاده مي شود، ادا كرد. معمولاً هر صدايي قادر است يك تا يك و نيم «اكتاو» از الفباي موسيقي را ادا كند ـ بعضاً تا دو «اكتاو» ـ و بيش از آن در صداهاي خارق العاده يافت مي شود (شروع اكتاو از فركانس عادي صحبت است.)

 

درسهاي آموزش صوت و لحن قرآن كريم ( تئوري )

درس دوم

گامهاي صوتي و سبكهاي مختلف قرائت از نظر صوت

هر صدايي سه گام يا سه مرحله مختلف دارد كه عبارتست از: پائين صدا، توسط صدا، اوج صدا كه به پائين ترين نقطه صوتي كف صدا و به بالاترين نقطه آن سقف صدا گويند. قاري قرآن هرگز نبايد از اين دو نقطه خارج بشود. لازم به ذكر است كه در هر سه گام صوتي پرده هاي صوتي متعددي موجود است كه خود آنها شامل «نيم پرده ها» و «ربع پرده ها» مي باشد، البته شناخت آنها براي قاريان قرآن ضرورتي ندارد، اگرچه دانستنش فضلي است.

در رابطه با استفاده از اين گامها در قرائت قرآن، دو سبك وجود دارد:

قرائت بر مبناي گام توسط:

در اين سبك قاري قرآن در تلاوت خويش اگرچه با گام پائين و هم با گام اوج مي خواند اما بازگشت صوتي او به گام توسط است.

قرائت بر مبناي گام اوج :

يعني، برقرار كردن حالتي دور مانند بين گام پائين و گام اوج. طبعاً استفاده از گام توسط فقط در اوائل قرائت وجود دارد. در فاصله رسيدن از گام پايين به مبناي قرائت كه گام اوج است، مختصري در گام توسط مكث مي شود.

سبك اول به دو دليل برتري دارد:

1-  با دقت در روايت شريفه اي از امام باقر و همچنين آيه شريفه اي از قرآن كريم، چنين استفاده مي شود كه قرائت بر مبناي گام توسط صوتي برتري دارد و آن روايت چنين است:

فقال عليه السلام … اَقْرأ قِرأءَةً ما بَيْنَ الْقِراءَتَيْنِ

قرائتي را انجام بده كه ما بين دو قرائت (صداي اوج و پائين) باشد.

وَ لا تَجهَرْ بِصَلاتِك وَ لا تُخافِتْ بِها وَ ابْتَغِ بَيْنَ ذلِكَ سَبيلا

در نماز نه فرياد كن و نه آهسته بخوان و بين اين دو، راه مناسبي را انتخاب نما.

2-   اكثريت قراء مصري كه صاحب سبك هستند، مبناي صوتي قرائتشان بر گام توسط است.

 

تغيير صوتي

بديهي است كه جنس صدا را نمي توان تغيير داد؛ يعني صداي بم هرگز زير نخواهد شد، ولي   مي توان توانائيهاي صوتي را افزايش داد؛ مثلاً صدايي كه بم خوبي ندارد يا به هنگام استفاده از اين گام صوتي نامطلوب و مضطرب است، با تمرين زياد مي توان تا حد محدودي اين اضطراب را رفع نمود. همچنين صدايي كه اوج كمي دارد، مي توان آنرا تا حدودي با تمرين افزايش داد.

تأكيد بر روي محدوديت تغيير (رشد به اين علت است كه بم و اوج هر صدايي متناسب با همان صدا آفريده شده است و با آن سنخيت دارد. اگر اين تجانس و سنخيت حفظ نشود. قرائت مطلوبي حاصل نخواهد شد. گاهي اوقات اين عدم تجانس، در قرائت برخي از قاريان ممتاز قرآن ـ حتي قراء مصري ـ ديده شده است و مسلم است كه اين طريق قرائت با هدف قرائت كه تلطيف نفوس قاري و مستعمين است، در تضاد مي باشد. پس همانطور كه در بحث شناخت صوتي گذشت، قاري قرآن بايد صداي خويش را بشناسد و آنرا تحديد (كادربندي) نمايد و هرگز از كف و سقف صداي خويش خارج نگردد. چه بسيار قاريان ممتازي بوده اند كه صداي فوق العاده اي هم نداشتند ولي به اين روش عمل نموده موفق شده اند و چه بسا در اين هنر مقدس به استادي رسيده اند. پس هرگز نبايد صداي خود را با ديگران مقايسه كرد. مثلاً چون فلان قاري، اوج خوبي دارد، من هم بايد در حد آن بخوانم، هرچه مي خواهد، بشود!

اين چنين مقايسه ها و تقليدها سبب عدم رشد در قرائت مي شود. حال آنكه اگر به جاي مقايسه، به پيشرفت و رشد تواناييهاي خويش برسيم، به زودي موفق خواهيم شد و جزو قاريان ممتاز قرار خواهيم گرفت. ناگفته نماند كه اين مقايسه غلط در مسابقات قرائت، ناخودآگاه سنت قابل قبول شده است و داور صوت براي ارزشيابي ارتفاع صوتي قاريان، از روش مقايسه اي استفاده مي كند، در صورتي كه با توجه به مطالب ياد شده، بايد زير و بم هر صدا را با توجه به جنس صدا و بدون مقايسه با صداهاي ديگر ارزشيابي نمود و اين امري بديهي است، زيرا اوج صداي تنور با اوج صداي باس قابل مقايسه نيست و اين مقايسه سبب عدم ارزشيابي صحيح از قرائت قاريان مي گردد.

در پايان لازم به ذكر است كه برخي از قاريان قرآن كه سمت استادي نيز دارند، بدون توجه به اينكه صداي شخص از لحاظ ارتفاع چه توانايي را داراست، به او امر مي كنند كه با داد زدن بسيار، اوج صدايش را گسترش دهد. حاصل اين تربيت غلط، ضايع شدن اصل صداي شخص است. يعني اين داد زدن ها نه تنها باعث رشد صوتي او نمي شود بلكه صداي خداداديش را نيز تباه مي سازد.

خارج صوتي

عدم تناسب در تغيير گامها و پرده هاي صوتي را بدون تناسب «خارج صوتي» گويند و اين تغيير دو نوع است:

در حين قرائت؛ مثلاً در اثناي تلاوت، خروج از گام پائين به گام توسط يا از پرده «ر» به « فا» بدون تناسب.

در فواصل تلاوت؛ مثلاً پس از قطع كه در گام اوج بوده، شروع به گام پائين شود. يا قطع به پرده «لا» و شروع از پرده «دو» بدون هيچگونه تناسبي.

مسئله خارج صوتي به گونه اي است كه نفس آدمي اگر چه اهل اين هنر نباشد از آن بيزار است چون نفس، طالب كمال است و خارج صوتي، مصداق نقص است.

نكته اي كه در تعريف خارج صوتي بايد روي آن تأكيد كرد مسئله «عدم تناسب مي باشد. تغيير گامها و پرده هاي صوتي اگر بدون تناسب باشد همان خارج صوتي است كه از نقائص قرائت مي باشد. اگر تغيير گامها و پرده هاي صوتي با تناسب و با فكر و در جاي صحيحش باشد، از مزاياي قرائت بشمار مي رود و نشان دهنده مهارت قاري و پرورش انعطاف صوتي اوست. راه جلوگيري از خارج صوتي، ابتدا تمرين زياد است و دوم، دقت و اراده قوي.

 درسهاي آموزش صوت و لحن قرآن كريم ( تئوري )

درس سوم

ارتباط معنوي صوت و آيات شريفه

 

در قرآن موضوع‌هاي مختلفي مطرح شده، از مهمترين بحث معارف (توحيد) تا ساده ترين مسئله فقهي كه هر كدام از اين موضوعات، صداي متناسب با شأن خود را مي طلبد. قاري قرآن اگر پيش نياز هنر قرائت؛ يعني يادگيري معاني آيات شريفه و قواعد عربي را فرا گرفته باشد و علاوه بر آن احساس و ذوق لطيفي داشته باشد، در قرائت قرآن انطباق صوت با معنا را حفظ مي نمايد، در غير اين صورت، قرائتي بي معني ارائه خواهد داد.

 براي نمونه برخي از آيات كه تناسب با گام اوج صوتي دارند بيان مي كنيم:

-   فرمايشات حضرت حق تعالي كه تجليات جلاليه او مي باشند؛ مانند:

خذوه فغلوه    او را بگيريد و به بند كشيد.

- فرمايشات ملائكة الهي خطاب به اهل عذاب؛ مانند:

 قال انكم ماكثون    گفت همانا شما ماندگاريد.

- فرمايشات انبياء الهي در برابر تكذيب امم خويش؛ مانند:

اُفٍّ لَكُمْ وَ لِما تَعْبُدونَ مِنْ دونِ الله       اف بر شما و آنچه جز خدا مي پرستيد.

-  شرح حال مشركين و كفار؛ مانند:

فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّي     پس تصديق نكرد و نماز نگزارد.

فَما لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَهِ مُعْرِضينَ   پس ايشان را چه مي شود كه از تذكر دوري مي گزينند.

و اما نمونه آياتي كه با گام پائين و توسط صوتي متناسب اند:

-  جملات دعايي مانند:

رَبَّنا فَاغْفِرْلنا ذُنُوبَنا  پروردگارا! پس گناهانمان را بيامرز.

-  سخنان مخالفين انبياء با ايشان؛ مانند:

قالوا يا شُعَيْبُ ما نَفْقَهُ كَثيراً مِمّا تَقولُ  گفتند: اي شعيب ! ما مقدار زيادي از آنچه كه مي گويي، نمي فهميم.

-  سخنان ابليس با حضرت حق تعالي؛ مانند:

خَلَقْتَني مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طينٍ

-  آيات شريفه اي كه تجليات جماليه و الطاف حق تعالي است؛ مانند:

فَاْدْخُلي في عِبادي   پس در زمره بندگان من داخل شو.

-  شرح حال اهل بهشت؛ مانند:

وَ يَطوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخلَّدونَ   و گرد ايشان، پسران جاودانه اي گردش مي كنند.

استثنائات

گاهي اوقات استثناء هايي هم وجود دارد، مثلاً :

جملات دعائيه كه نهايت اضطرار را بيان مي فرمايد همچون قضيه حضرت يونس – عليه السلام ـ كه در شكم ماهي گرفتار شده و عرض مي كند:

لا اِلهَ الاّ اَنْتَ سُبْحانَكَ اِنّي كُنْتُ مِنَ الظّالِمينَ .

خدايي جز تو نيست، منزهي تو، همانا من از ستمكارانم.

اين آيه شريفه را اگر با گام اوج هم بخوانيم، منطبق با معناست و يا آياتي كه به گفتگو و استدلال انبياء با قوم خويش اشاره دارد، براي معرفي بزرگواري و لطف انبياء ـ عليه السلام ـ مي توان با گام توسط هم قرائت نمود.

انطباق صوت با معنا، گذشته از لذت روحاني زايدالوصفي كه به قاري مي دهد، به معنويت و نورانيت قرائت نيز كمك مي كند و همچنين چون اين شيوه قرائت، مفهوم آيات شريفه را براي مستمعين تا حدي روشن نموده است، تأثير زيادي بر دلهاي شنوندگان خواهد گذاشت و مسلم است كه قرائت، بدون انطباق صوت با معنا اثر بخش نيست و حتي باعث اشتباه هاي زيادي خواهد شد؛ مثلاً بارها شنيده شده است كه قاري محترمي آيات دعايي را با گام اوج تلاوت نموده است (و با خود گفته ام چرا سر خدا فرياد مي كشيد ؟!) و سخنان مشركين در برابر انبياء را نيز با همين گام قرائت كرده است.منبع: سایت اروه دات کام


 

نوشته شده توسط خادم القرآن در 87/02/10 ساعت 22 موضوع آموزش صوت و لحن (تئوری ) | لینک ثابت